چطور تئاتر میتواند ابزاری برای شناخت درون انسان باشد؟
تئاتر از آغاز پیدایش خود، فقط یک هنر نمایشی نبوده؛ بلکه آیینهای بوده است برای بازتاب دادن دنیای درونی انسان. هر نمایش، بازسازی لحظهای از زندگی است لحظهای که در آن میتوانیم احساسات، ترسها، خواستهها و حتی سایههای پنهان خود را ببینیم.
در نگاه اشکان شفیعی، نویسنده و کارگردان تئاتر، صحنهی نمایش مکانی است برای گفتوگوی انسان با خودش. او معتقد است که تئاتر ابزاری قدرتمند برای شناخت درون، خودآگاهی و درمان روانی باشد.
تئاتر به عنوان آینهی روان
در روانشناسی، یکی از راههای شناخت درون، مشاهدهی رفتار در موقعیتهای مختلف است. تئاتر دقیقاً همین کار را انجام میدهد.
هنگامی که بازیگر در نقش دیگری فرو میرود، در واقع با بخشهای ناشناختهی ذهن خود روبهرو میشود.
او میآموزد احساسات را تجربه کند، بروز دهد و در نهایت آنها را بشناسد.
در فرآیند تئاتر درمانی، این تجربه به شکل هدایتشدهتری اتفاق میافتد. درمانگر از تکنیکهای نمایشی برای کمک به مراجع استفاده میکند تا او بتواند بدون ترس، در نقشهای مختلف ظاهر شود و از این طریق با احساسات درونی خود ارتباط برقرار کند.
نقش نمایشنامه در خودشناسی
نمایشنامه قلب تپندهی تئاتر است؛ متنی که از دل تجربههای انسانی برمیخیزد. وقتی فرد یک نمایشنامه را میخواند یا در اجرای آن شرکت میکند، خود را در موقعیتهای تازهای میبیند.
در این لحظه، او نه تنها شخصیت داستان را میفهمد، بلکه بخشهایی از خود را نیز کشف میکند.
اشکان شفیعی در کارگاههای هنر درمانی خود، از نمایشنامهها به عنوان ابزار بیان احساسات و شناخت درون استفاده میکند. او باور دارد که هر شخصیت نمایشی میتواند جنبهای از وجود ما باشد؛ بخشی که گاهی فراموشش کردهایم یا از روبهرو شدن با آن ترسیدهایم.
هنر درمانی؛ پیوند احساس و آگاهی
هنر درمانی شاخهای از رواندرمانی است که از خلاقیت برای بیان هیجانات استفاده میکند.
در میان شاخههای مختلف هنر درمانی، تئاتر درمانی جایگاه ویژهای دارد، زیرا ترکیبی است از بدن، کلمه، تخیل و احساس.
در این شیوه، فرد با ایفای نقشها و ساخت صحنههای خیالی، داستان زندگی خود را بازگو میکند. این تجربه، به او اجازه میدهد بدون قضاوت، احساساتش را ببیند و رها کند.
به همین دلیل، تئاتر میتواند پلی میان دنیای درون و واقعیت بیرونی باشد.
اشکان شفیعی و نگاه درمانگرانه به تئاتر
اشکان شفیعی از جمله هنرمندانی است که در آثار خود، مرز میان تئاتر و روانشناسی را از میان برداشته است.
او تئاتر را نه فقط برای نمایش، بلکه برای درمان، رشد فردی و خودشناسی به کار میگیرد.
در آثارش، مخاطب با شخصیتهایی روبهرو میشود که آینهای از ذهن انساناند پر از تردید، ترس، امید و آرزو.
این نوع تئاتر، تماشاگر را وادار میکند که درون خود را بکاود و پاسخ پرسشهای نادیدهی زندگیاش را در سکوت یا دیالوگهای صحنه بیابد.
اشارهای به نمایشنامه «کافه اسمیت ساعت ۵»
در همین مسیر، نمایشنامه کافه اسمیت ساعت ۵ یکی از نمونههای درخشان آثار اشکان شفیعی است که با زبانی شاعرانه و روانشناختی، ذهن انسان را به تصویر میکشد.
این اثر نه تنها از نظر ادبی ارزشمند است، بلکه میتواند در حوزهی تئاتر درمانی و هنر درمانی بهعنوان منبعی برای تحلیل احساسات و درک درون انسان به کار رود.
