نمایشنامه «کافه اسمیت ساعت ۵» | سفری میان ذهن، زمان و احساس
در دل یک کافهی خلوت و در ساعتی خاص، داستانی آغاز میشود که مخاطب را با خود به عمق ذهن و احساس میبرد.
نمایشنامه کافه اسمیت ساعت ۵ از آثار شاخص اشکان شفیعی است؛ نویسندهای که نمایش را نه بهعنوان سرگرمی،
بلکه بهمثابه سفری درونی و روانکاوانه میبیند.
ین اثر تلفیقی است از ادبیات، تئاتر و روانشناسی؛ جایی که کلمات تنها دیالوگ نیستند، بلکه آینههاییاند در برابر انسان.
🕰️ زمان و مکان؛ روایتگر درونیترین لحظهها
کافه در این نمایش فقط یک فضا نیست، بلکه شخصیتی زنده است؛
محلی میان خیال و واقعیت، جایی که ذهن انسان با خودش روبهرو میشود.
«ساعت ۵» نشانهی زمانی درونی است — لحظهای از توقف، تأمل و انتخاب.
میان گفتن و سکوت، میان ترس و پذیرش، میان پایان و آغاز.
👤 فردریک؛ روانکاوِ نقاش بر ویلچر
در میان شخصیتهای نمایش، فردریک حضوری عمیق و تأثیرگذار دارد.
او از کودکی با محدودیت جسمی زندگی کرده و اکنون روانکاو و نقاشی است که تلاش میکند میان ذهن و بدنش آشتی برقرار کند.
در گفتوگوهایش، او نه از درد، بلکه از «معنای درد» سخن میگوید از اینکه چگونه رنج، اگر پذیرفته شود، میتواند به منبعی از آفرینش و درک بدل گردد.
ویلچر برای فردریک قفس نیست، بلکه مرز آگاهی است؛ مرزی که در آن انسان درمییابد توانایی، فقط در حرکت فیزیکی نیست، بلکه در ادراک، تخیل و معنا دادن به زندگی است.
او از طریق نقاشی و روانکاوی، آنچه را در جسمش محدود شده، در ذهنش آزاد میکند.
🧠 پذیرش؛ نقطهی رهایی در روان
نمایش در لایهای عمیقتر، به مفهوم پذیرش ناتوانی میپردازد نه فقط در بُعد جسمی، بلکه در سطح وجودی.
در روانکاوی، «پذیرش» مرحلهای است که در آن فرد از مقاومت در برابر خود دست میکشد و کمبودها را به بخشی از هویت خود تبدیل میکند.
همانگونه که فردریک میآموزد با ویلچر زیستن را به هنری از بودن تبدیل کند، انسان نیز باید بیاموزد با ناتوانیهای درونیاش (ترس، اضطراب، شکست) همزیستی خلاقانه برقرار کند.
پذیرش، پایان مبارزه نیست؛ آغاز آگاهی است.
در این مرحله، انسان از «خواستِ کامل بودن» عبور میکند و به «جسارتِ بودن» میرسد.
تئاتر بهمثابه درمان
کافه اسمیت ساعت ۵ فراتر از یک نمایش است؛ تجربهای درمانی است.
در آن، زبان به ابزاری شفابخش تبدیل میشود و گفتوگوها، همچون جلسات رواندرمانی، راهی برای شناخت خویشتناند.
این اثر میتواند در کارگاههای تئاتر درمانی و جلسات درمان از طریق نقش و بیان احساس مورد استفاده قرار گیرد؛ چرا که هر شخصیت بازتابی از بخشی از روان انسان است.
🌿 نگاه اشکان شفیعی
اشکان شفیعی در آثارش همواره به لایههای پنهان ذهن انسان توجه دارد.
در این نمایش، او تماشاگر را دعوت میکند تا از مسیر رنج، به سمت معنا حرکت کند از انکار به سمت پذیرش، از سکوت به سمت گفتوگو، از ضعف به سوی آفرینش.
در «کافه اسمیت ساعت ۵»، زمان در فنجانی از چای حل میشود و انسان در گفتوگو با خویش، چهرهای تازه از وجود خود را مییابد.
شاید هرکدام از ما، در جایی از ذهنمان، هنوز در آن کافه نشستهایم؛
میان پذیرش و رهایی.
